صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
147
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
كه انسان مىخواهد حوادث آينده را كه با آن روبهرو خواهد شد و اسباب خير و شرّى كه به او خواهد رسيد ، بداند . و منظور از انگيزههاى اجتماعى ، همان چيزهايى است كه از طريق سرايت در جامعه رايج مىگردد ؛ مثل : تفسير پديدههاى طبيعت و معنادار نمودن اشياء و حركتهاى آن ؛ و يا مثل : وزش باد و جهت حركت پرنده و شنيدن صداهاى خوش يا ناخوش و ديگر عادتها و سنّتهاى آميخته با عقايد معقول و نامعقول . خوب است اينجا به پاسخ ابن مسكويه به پرسش دوستش ابو حيّان توحيدى در الهوامل و الشوامل اشاره كنيم . سؤال او چنين بود : « فال بد زدن و فال نيك زدن چيست ؟ و چرا مردم زياد به آنها علاقه نشان مىدهند ؟ آيا اينها اصالت دارند ؟ » پاسخ ابن مسكويه ، كه تا حد زيادى درست و ناشى از تدبّر و انديشهورزى است ، چنين است : انسان به آگاهى از وضعيّت امور و آينده و امور غيبى گرايش دارد و طبعا مىخواهد از آن آگاه گردد و تا آنجا كه بتواند قصد دارد آنها را بشناسد . چه بسا دستيابى به برخى از آنها به خاطر طبيعت آنها با نظرى درست و حدسى صادق ممكن است ؛ و پيشگويى در امور تقريبا كمتر به خطا مىرود كه اين بالاترين مرتبه در اين باب است و گاهى متعدد مىشود كه به دلايل نجومى و حركتهاى موجودات آسمانى و تأثير آنها در عالم پايين پيوند مىيابد كه به حسب قدرت آن ، دربرگرفتن دلايل و آميزش آنها با هم ، حكم آن را تصديق يا تكذيب مىكند . اين صفت اصول فراوانى دارد و به حسب اصول داراى شاخههايى است . لغزش از لغزشكار ، اصول اين صفت نيست ، بلكه به ضعف بينندهء آن است ؛ چون از اين صفت چيزى بيش از آن مىخواهد و زياده از حدّ آن موضوع بر آن تحميل مىكند . چه بسا اين اسباب و نظاير آن وى را از دلايل طبيعى دور سازد . و در شأن نفس نيست كه عملى بدون انگيزه و بىعلّت انجام دهد ، به گونهاى كه آن كار بيهوده گردد . و اگر دو امر براى او رخ نمايد و يكى را بر ديگرى ترجيح ندهد ، از خود دليلى دربرگرفتن يكى مىخواهد ؛ و در اين هنگام به اسباب ضعيف آرام مىگيرد و علل بعيد را به ميزان ترجيح يكى از دو رأى مساوى بر ديگرى مىپذيرد ، تا به آن برسد و آن را برگيرد . روش شخص صاحب فضيلت آن است كه خوشگمان ، اميدوار و خوش نيّت باشد ، كه در اين صورت خوشبين به نظر مىرسد . خوشبينى گاهى به اصوات ساده است كه در آن